به نام خدا

فلسفه وجودی هرسازمانی درجوامع مختلف پاسخگویی به نیازهای مختلف افرادآن جوامع است.ازمیان سازمانهای یک جامعه بدون تردیدآموزش وپرورش ازبنیادی ترین آنهابه شمارمی رودکه به منظور تحقق بخشیدن به اهداف مهمی

همچون فراهم نمودن زمینه رشدوشکوفایی استعدادهای فراگیران،تامین نیروهای ماهرونیمه ماهربرای بخشهای مختلف جامعه،آماده نمودن فراگیران برای مقابله باشرایط متغیروغیرقابل پیش بینی درآینده بوجودآمده است.

آموزش وپرورش همواره درایفای نقش های خودبامشکلات ومسائلی مواجه بوده که نوع وشدت آن ازیک برهه زمانی به زمان دیگر،ازیک کشوربه کشوری دیگرودردرون یک کشوراز منطقه ای به منطقه ی دیگرباتوجه به شرایط فرهنگی،اجتماعی،اقتصادی وجغرافیایی متفاوت است.ازجمله این مشکلات می توان به محدودیت منابع مالی،نابرابری فرصتهای آموزشی،ناکارامدی برون دادهاو..رانام برد.اگرچه مسائل نظامهای آموزشی متعددومتنوع هستنداماازطرف دیگرمنابع شناخت مسائل نیزمتعددندکه به کمک آنها می توان درصددرفع این مشکلات ومسائل برآمدیاازشدت وکسترش آنها جلوگیری به عمل آورد ویاحداقل آنهارابهترشناخت تابابرنامه ریزی مبتنی براطلاعات دقیق وجامع به مقابله باآنهاپرداخت.

یکی ازمنابع مهم شناخت مشکلات ومسائل استفاده ازنظرات متخصصان وصاحب نظران آموزشی وخودکارگزاران نظام آموزشی اعم ازمدیران درسطوح مختلف،معلمان،دانش آموزان واولیای آنهامی باشد.  

اگرچنانچه باتسامح نظام آموزشی رابایک موسسه تولیدی مقایسه نماییم می بینیم که هدف ازفعالیت یک موسسه جلب رضایت مشتری ودرنهایت فروش هرچه بیشتر محصولات است ودراین میان موسسه هایی موفق ترندکه کالاهای خودرابرمبنای نیازهای مشتریان تولیدمی نمایندوبرای آگاهی  ازنیازهاوخواسته های آنهااقدام به نظرخواهی ونظرسنجی می کنند. درآموزش وپرورش هم به ویژه درنظامهای متمرکز سطوح مختلفی وجودداردکه به منزله مشتریان آنهارادربرنامه ریزیها وتصمیم گیری هالحاظ نمود.

یکی دیگرازمنابع شناخت مشکلات ومسائل نظام آموزشی استفاده از پژوهشهای علمی است که ازطریق آن می توان به شناخت وتبیین مسائل پرداخت واطلاعات لازم ودقیق رافراهم آوردتابتوان به مدداطلاعات جمع آوری شده درصددپیش بینی وکنترل مشکلات ومسائل برآمد. درکشورهای پیشرفته آموزش وپرورش به منزله ی کلیدطلایی توسعه معرفی شده است وجای هیچ تردیدی نیست که سرمایه گذاری درآموزش وپرورش به عنوان ارزشمندترین نوع سرمایه گذاری    می تواند زمینه های ترقی وتعالی کشوررافراهم سازد.نیل به هدف مذکور درصورتی امکان پذیر است که سمت وسوی این تلاش علاوه برتوجه به کمیات درجهت ارتقای کیفیت آموزش قراربگیرد.                                             1

همچنین ضرورت یک نگرش سیستمی دراین راستاانکارناپذیراست زیراارتقای کیفی آموزش میسرنیست مگراین که نظام آموزشی ازکیفیت مطلوب بهره مندگردد.تاکنون دانشمندان زیادی سعی کرده اند که نظامی ازمدیریت کیفیت رادرآموزش وپرورش عالی به کاربرندودراین زمینه موفقیتهای چشمگیری نیزداشته اند. این دیدگاه که درپایان قرن بیستم ذهن اندیشمندان تعلیم وتربیت رابه خودجلب کرد،هم اکنون نیزکه درآستانه هزاره سوم قرارگرفته ایم کماکان موردتوجه قراردارد.

کاربردمفهوم کیفیت جامع درباره ی نظام آموزشی مستلزم منظورداشتن دیدگاه سیستمی نسبت به فعالیتهای آموزشی وتحصیل کارایی آن است .مثلااگرنظام آموزشی وکیفیت آموزش راموردنظرقراردهیم برای این امربایدعوامل به وجودآورنده تغییرات درفرایندنظام آموزشی رامشخص کردورویدادهایی که موجب کاهش کارایي درونی وبیرونی نظام می شوندراشناسایی نمودتاتحت کنترل درآیند.این فعالیتهادرپرتوبینش علمی پیوسته دربهسازی وبهبودکیفیت فرایندتعلیم وتربیت اثرگذار خواهندبود.

دراین زمینه راهبردهای// دانش نظری// درصورتی می تواندموثرباشدکه از//دانش علمی// نیزبهره بگیرد،زیراتئوریها واصول مربوط به هرپدیده به تنهایی برای رویارویی باتحولات ناتوان است.

هرگزنبایدانتظارداشت که به صرف آگاهی تئوریک ازیک سری مفاهیم خشک وبی روح بتوان سیستم کیفیت فراگیررابه صورت مدلی پویابه اجرادرآورد.علیرغم اینکه اجزای این سیستم،هماهنگ،متناسب ودارای ارزش وروش علمی هستند،

دریک نظام علت ومعلولی پیوسته، سیستم  کیفیت پویای مرتبط وزنده شکل می گیرد.

درنهایت هدف کلی ازادغام اصول کیفیت جامع بادستاوردهای پژوهشی وابعادی ازمشاهدات عینی،ارائه راهکارهای مناسب برای ارتقای کیفی آموزش می باشد.

اهداف آموزش وپرورش دردوسطح خردوکلان.

سطح خرد:درسطح خردتوجه به اهداف تعلیم وتربیت مطرح است ماننددرصد فارغ التحصیلان،تعدادپذیرفته شدگان درسطوح بالاتر،شایستگی فارغ التحصیلان،پرورش نیروی انسانی کارامدو..دراین سطح قراردارد.

سطح کلان:مربوط به پیامدهای عملکردآموزش وپرورش درجامعه است.رعایت هنجارهای اجتماعی،موفقیت درانجام وظایف سازمانی ،وجدان کاری و..ازشاخص های این سطح عملکرداست.