کچی هه تیو

                                                                  کچی هه تیو

له ویرانه یه کی چول و بی ده نگا                        له نیو مالیکی سه رد و دل ته نگا

خه و توه خه مین کچیکی هه تیو                           هه تیوی خوشی له دونیا نه دیو

دایکی به ینیکه دوره له دونیا                              ئه و کچه ماوه له ویدا ته نیا

مندالی بچوک له نیو به رگی خه و                                   ئه دا له گونای شه وقی مانگه شه و

به لام ئه و کچه هه تا کو به یان                            گو تو ویژ ده کا له گه ل ئه ستیران
له وان ده پرسی دایکی وا له کوی
                        بو چی به ته نیا هیشتویه ته جی

ساتی فرمیسکی لی جیا نا بی                               ئا خو منداله و دلنیا نابی

گوی بگره ساتی به سه ر هاتی ئه و                                   له گه ل ئه ستیران چی ده کرد ئه و شه و

ئه ی مانگی جوان ئه ی ئه ستیره کان                     ئیوه ده بینن له نیو ئا سمان

باغی به هه شتی خودا له کوی دا                          ده لین دایکی من وا له ئه ویدا

ئه ی ما نگ تو دایکی ئه ستیره کانی                       تو خودا پیم بلی ئه گه ر ده زانی

ئه ستیره کانت کو بوو نه ته وه                                           وان له گه ل خوتا چه شنی هه ر شه وه

پیم بلی دایکی من که ی دیته وه                            منیش ئه ستیره م مانگی من ئه وه

 

یادبود

جوانه

گيرم كه در باورتان به «خاك» نشستم

و ساقه هاي جوانم از ضربه هاي تبرهاتان زخم دار است!

با «ريشه» چه مي كنيد؟

گيرم كه بر سر اين بام

بنشسته در كمين پرنده اي

پرواز را «علامت ممنوع» مي زنيد؛

با «جوجه هاي نشسته در آشيانه» چه مي كنيد؟

گيرم كه مي زنيد،

گيرم كه مي بُريد،

گيرم كه مي كُشيد،

با «رويش ناگزير جوانه» چه مي كنيد؟

شعر

ازجنابت که به یک دسته گل شادشدم بسته دام جــــابودم وشادشدم

بایش افزودمرابهجت ونونش نزهت فاش گویم که به فایش به فرح شادشدم

روی شیرین که چوبنمودشدم حیرانش غایه عشـوه اودیدم وفرهـادشدم

ماموستاناری1323- 1253 (ه ش)

آزادی

راه آزادی 

 واپسین شعاع آفتاب شبانگاهی

نشان دهنده ی راهی ست که خواهان در نوشتن آنم

خش خش برگ ها زیر قدم هایم

میگوید : بگذار تا فرو افتی

آنگاه راه آزادی را باز خواهی یافت.

 هرگز از مرگ نهراسیده ام , حتی اکنون که آن را در قریب ترین فضا و صمیمانه ترین زمان , در کنار خویش حس میکنم. آن را می بویم و بازش می شناسم , چراکه آشنایی ست دیرینه به این ملّت و سرزمین.

نه با مرگ که با دلایل مرگ سر صحبت دارم , اکنون که " تاوان " دگردیسی یافته و به طلب حق و آزادی ترجمه اش نموده اند , آیا میتوان باکی از عاقبت و سرانجام داشت؟ " ما "  ای که از سوی "آنان " به مرگ محکوم شده ایم در طلب یافتن روزنه ای به سوی یک جهان بهتر و عاری از حق کشی در تلاش بوده ایم , آیا آنان نیز به کرده ی خود واقف اند؟

 

 

آموزش وپرورش

به نام خدا

فلسفه وجودی هرسازمانی درجوامع مختلف پاسخگویی به نیازهای مختلف افرادآن جوامع است.ازمیان سازمانهای یک جامعه بدون تردیدآموزش وپرورش ازبنیادی ترین آنهابه شمارمی رودکه به منظور تحقق بخشیدن به اهداف مهمی

همچون فراهم نمودن زمینه رشدوشکوفایی استعدادهای فراگیران،تامین نیروهای ماهرونیمه ماهربرای بخشهای مختلف جامعه،آماده نمودن فراگیران برای مقابله باشرایط متغیروغیرقابل پیش بینی درآینده بوجودآمده است.

آموزش وپرورش همواره درایفای نقش های خودبامشکلات ومسائلی مواجه بوده که نوع وشدت آن ازیک برهه زمانی به زمان دیگر،ازیک کشوربه کشوری دیگرودردرون یک کشوراز منطقه ای به منطقه ی دیگرباتوجه به شرایط فرهنگی،اجتماعی،اقتصادی وجغرافیایی متفاوت است.ازجمله این مشکلات می توان به محدودیت منابع مالی،نابرابری فرصتهای آموزشی،ناکارامدی برون دادهاو..رانام برد.اگرچه مسائل نظامهای آموزشی متعددومتنوع هستنداماازطرف دیگرمنابع شناخت مسائل نیزمتعددندکه به کمک آنها می توان درصددرفع این مشکلات ومسائل برآمدیاازشدت وکسترش آنها جلوگیری به عمل آورد ویاحداقل آنهارابهترشناخت تابابرنامه ریزی مبتنی براطلاعات دقیق وجامع به مقابله باآنهاپرداخت.

یکی ازمنابع مهم شناخت مشکلات ومسائل استفاده ازنظرات متخصصان وصاحب نظران آموزشی وخودکارگزاران نظام آموزشی اعم ازمدیران درسطوح مختلف،معلمان،دانش آموزان واولیای آنهامی باشد.  

اگرچنانچه باتسامح نظام آموزشی رابایک موسسه تولیدی مقایسه نماییم می بینیم که هدف ازفعالیت یک موسسه جلب رضایت مشتری ودرنهایت فروش هرچه بیشتر محصولات است ودراین میان موسسه هایی موفق ترندکه کالاهای خودرابرمبنای نیازهای مشتریان تولیدمی نمایندوبرای آگاهی  ازنیازهاوخواسته های آنهااقدام به نظرخواهی ونظرسنجی می کنند. درآموزش وپرورش هم به ویژه درنظامهای متمرکز سطوح مختلفی وجودداردکه به منزله مشتریان آنهارادربرنامه ریزیها وتصمیم گیری هالحاظ نمود.

یکی دیگرازمنابع شناخت مشکلات ومسائل نظام آموزشی استفاده از پژوهشهای علمی است که ازطریق آن می توان به شناخت وتبیین مسائل پرداخت واطلاعات لازم ودقیق رافراهم آوردتابتوان به مدداطلاعات جمع آوری شده درصددپیش بینی وکنترل مشکلات ومسائل برآمد. درکشورهای پیشرفته آموزش وپرورش به منزله ی کلیدطلایی توسعه معرفی شده است وجای هیچ تردیدی نیست که سرمایه گذاری درآموزش وپرورش به عنوان ارزشمندترین نوع سرمایه گذاری    می تواند زمینه های ترقی وتعالی کشوررافراهم سازد.نیل به هدف مذکور درصورتی امکان پذیر است که سمت وسوی این تلاش علاوه برتوجه به کمیات درجهت ارتقای کیفیت آموزش قراربگیرد.                                             1

همچنین ضرورت یک نگرش سیستمی دراین راستاانکارناپذیراست زیراارتقای کیفی آموزش میسرنیست مگراین که نظام آموزشی ازکیفیت مطلوب بهره مندگردد.تاکنون دانشمندان زیادی سعی کرده اند که نظامی ازمدیریت کیفیت رادرآموزش وپرورش عالی به کاربرندودراین زمینه موفقیتهای چشمگیری نیزداشته اند. این دیدگاه که درپایان قرن بیستم ذهن اندیشمندان تعلیم وتربیت رابه خودجلب کرد،هم اکنون نیزکه درآستانه هزاره سوم قرارگرفته ایم کماکان موردتوجه قراردارد.

کاربردمفهوم کیفیت جامع درباره ی نظام آموزشی مستلزم منظورداشتن دیدگاه سیستمی نسبت به فعالیتهای آموزشی وتحصیل کارایی آن است .مثلااگرنظام آموزشی وکیفیت آموزش راموردنظرقراردهیم برای این امربایدعوامل به وجودآورنده تغییرات درفرایندنظام آموزشی رامشخص کردورویدادهایی که موجب کاهش کارایي درونی وبیرونی نظام می شوندراشناسایی نمودتاتحت کنترل درآیند.این فعالیتهادرپرتوبینش علمی پیوسته دربهسازی وبهبودکیفیت فرایندتعلیم وتربیت اثرگذار خواهندبود.

دراین زمینه راهبردهای// دانش نظری// درصورتی می تواندموثرباشدکه از//دانش علمی// نیزبهره بگیرد،زیراتئوریها واصول مربوط به هرپدیده به تنهایی برای رویارویی باتحولات ناتوان است.

هرگزنبایدانتظارداشت که به صرف آگاهی تئوریک ازیک سری مفاهیم خشک وبی روح بتوان سیستم کیفیت فراگیررابه صورت مدلی پویابه اجرادرآورد.علیرغم اینکه اجزای این سیستم،هماهنگ،متناسب ودارای ارزش وروش علمی هستند،

دریک نظام علت ومعلولی پیوسته، سیستم  کیفیت پویای مرتبط وزنده شکل می گیرد.

درنهایت هدف کلی ازادغام اصول کیفیت جامع بادستاوردهای پژوهشی وابعادی ازمشاهدات عینی،ارائه راهکارهای مناسب برای ارتقای کیفی آموزش می باشد.

اهداف آموزش وپرورش دردوسطح خردوکلان.

سطح خرد:درسطح خردتوجه به اهداف تعلیم وتربیت مطرح است ماننددرصد فارغ التحصیلان،تعدادپذیرفته شدگان درسطوح بالاتر،شایستگی فارغ التحصیلان،پرورش نیروی انسانی کارامدو..دراین سطح قراردارد.

سطح کلان:مربوط به پیامدهای عملکردآموزش وپرورش درجامعه است.رعایت هنجارهای اجتماعی،موفقیت درانجام وظایف سازمانی ،وجدان کاری و..ازشاخص های این سطح عملکرداست.

 

                                                        

قه له م

ئه ی قه له م شه رمی(اقراء) بتگری واغاری حه رای له رزاند

بووه به ئه وماره ی واپاژنه ی پای صدیقی گه زاند

نووکی خوت تیژکه وه ک (ذوالفقاری) دوو ده م

بوناعادلانی زه مانه جه وهه ری خوت که به سه م.

(زمان )

زمان

خوینده واری چرای ژیانه،ئه بی ئه وه ش بچیته دلمانه وه که ژیانیش به خوینده وارییه وه ژیانه.

ژیان هه رخواردن ونوستن نییه،ژیان ئه وه یه که هه رکه س له عاستی خوی ئه بی هه ست به وه بکا که بو به رزی قه ومی خوی ئه بی بژی .بو ئه وه  بژی که قه ومه که ی به رز  ببیته وه .قه ومیش به رزنابیته وه تاخوینده وارنه بی، خوینده واریش نابی تابه زمانی خوی نه خوینیته وه.

ماموستا عه لائه دینی سه جادی

1984-1907

14/3/1384

قومیت

قومیت

- یکی از مسایل مبتلابه جامعه کنونی ایران، مساله بسیار مهم قومیت های بومی است که برای مدت های مدید همچون آتشی زیر خاکستر بود. اما امروز این آتش نهفته بر روی سطح آمده و اگر راه حل عاقلانه و عادلانه ای برای آن پیدا نشود می تواند همه ایران را در شعله های خود بسوزاند.بلوچ ها اصولا بسبب تفاوت های قومی و زبانی تمایل چندانی برای معاشرت با فارس ها ندارند. آنان از فارس ها با نام قجر یاد می کنند که وجه تسمیه آن به قرن نوزدهم باز می گردد یعنی هنگامی که لشکریان ناصرالدین شاه قاجار برای تسلط کامل برای این منطقه دور افتاده به بلوچستان رفتند و به کشتار مردم بومی آن دیار دست زدند. لکن آن لشکریان علیرغم خشونت و خون ریزی نتوانستند بلوچ ها را کاملا مطیع خود سازند و بلوچستان تا سال 1307 توسط حاکمان محلی بلوچ اداره می شد تا این که ارتش رضاشاه پهلوی به آن جا لشکر کشید و با سبعیت ووحشیگری تمام به خودگردانی بلوچ ها پایان بخشید.سرکوب رضاشاهی، عرب ها، کردها و آذربایجانی ها را نیز بی نصیب نگذاشت. این سرکوب شامل ممانعت از قرائت و کتابت به زبان بلوچی و استفاده از این زبان در محاکم و مبارزه با لباس محلی بلوچی بود..ایالت بلوچستان در دوران پهلوی اول و دوم شاهد قیام های گاه به گاه مردم بلوچ بود که هربار باخشونت تمام سرکوب می شد. رهبری اغلب این قیام ها به دست سران عشایر و قبایل بود. مهمترین اینها قیامی است که توسط شخصی به نام دادشاه انجام گرفت. وی که بعدها به قهرمان ملی بلوچ ها تبدیل شد همراه با یارانش در کوه های بلوچستان مستقر گردید. آنان ازهمان جا عملیات خودرا علیه ژاندارم ها وارتشیان رژیم شاه انجام می دادند و چندین تن از آنان را از پای در آوردند. حرکت دادشاه – که سال ها پیش نیز فیلمی درباره او ساخته شد – یک عصیان سیاسی نظامی بود علیه ستم ملی اعمال شده برضد بلوچ ها. اما حکومت شاه – همانند موارد مشابه – بافریب و حیله، دادشاه را توسط یکی از مزدورانش به قتل رساند و به تمرد وی پایان بخشید.پس از پیروزی انقلاب بهمن 57 ( فوریه 1979) همه قومیت های غیرفارس در ایران که در آن انقلاب مشارکت کردند انتظار داشتند که به حقوق خویش دست یابند. اما متاسفانه با سیطره روحانیان شیعه بر حاکمیت و انحصار طلبی شان در همه زمینه ها، آمال همه ملیت های ایرانی نقش بر آب شد. چند سالی نگذشت که مشخص شد ساز وکار حاکمیت متمرکز و تمامیت خواه تهران بر دو رکن استوار است: یکی زبان و فرهنگ فارسی و دیگری مذهب شیعه اثنا عشری؛ وهر گروه اتنیکی و قومی که خارج از این چارچوب باشد باید سرکوب و پایمال شود.طی یکی دوسال بعد از انقلاب که نوعی آزادی های نسبی وجود داشت گروه های اسلامی مترقی و چپگرایان نقش فعالی در جامعه بلوچستان ایفا کردند تا این که حاکمیت تمامیت خواه همه احزاب و گروه های سیاسی اپوزیسیون را سرکوب کرد. قومیت ها نیز از این سرکوب ها جان سالم به در نبردند بلکه برخورد با آنان شدیدتر هم بود.مبارزه ملیت های غیرفارس برای دستیابی به حقوق تاریخی و قانونی خویش تا دوره ریاست جمهوری خاتمی به اشکال مختلف ادامه یافت. با گشایش نسبی فضای سیاسی درایران دوره اصلاحات، قومیت ها – و ازحمله بلوچ ها - نیز فعالیت های دموکراتیک خودرا گسترش دادند. اما انتخاب احمدی نژاد به عنوان رییس جمهور، همانند کابوسی بر سر مردم ایران وارد شد. این بار نیز بیشترین سرکوب ها شامل حال همه قومیت ها – اعم از ترک و کرد و عرب و بلوچ و ترکمن – گردید. دلیل این مساله آن است که جنبش قومیت ها در راس همه جنبش های اجتماعی ایران قراردارد و سردمداران حاکمیت بارها گفته اند که از این جنبش بیشتر از سایر جنبش ها می ترسند؛ در صورتی که اغلب فعالان این قومیت چیزی نمی خواهند جز اجرای اصول قانون اساسی وقوانین بین المللی مربوط به اقوام و آموزش به زبان مادری و چاپ نشریات به این زبان هادرواقع ما طی سه یا چهار سال گذشته شاهد حرکت ها و خیزش های سیاسی و مسلحانه ای در میان قومیت ها بودیم که البته چیزی جز واکنش به ستم ملی و مذهبی نیست که در سرکوب مستمر ملیت های غیر فارس بازتاب می یابدمبارزه در میان ملیت های آذربایجان، کرد و عرب و بلوچ به شکل های سیاسی و فرهنگی و مسالمت آمیز ادامه دارد ولی نوعی از مبارزه مسلحانه در میان سه ملیت اخیر نیز جریان دارد. بی شک این نوع مبارزه در میان کردها و بلوچ ها شدیدتراست. البته در باره مبارزه مسلحانه قضاوت های محتلفی وجود دارد. اصولا معتقدان به مبارزه مدنی و مسالمت آمیز در میان خود این قومیت ها و نیز در سطح ملی و بین المللی با مبارزه مسلحانه مخالف اند و آن را بی ثمر و بلکه تامین کننده هدف های حاکمیت تهران در سرکوب هرچه خشن تر قومیت های می دانند. حتی برخی آن را نوعی تروریسم قلمداد می کنند

سووره هه لاله

                                        سوره هه لاله

           چنووری پای شه تاوان                         سووره هه لاله ی کاوان

          وینه ی زولف وگوناتن                          تاقه نازداری باوان

           به خوداجوان وشیرینه                          رووبه خال ولیو  نه خشینه

          له ناوباخ هاته وه له من توراوه                گونا ئال هاته وه بوچی گوراوه

          یاری نازدارهیزی هه ناوه که م                گولی نه وره س گوشه ی شه تاوه که م

          ئه ی  نه وبوکی کوردستان                     سه رده لیله ی چاومه ستان

         هه سته ده ستی یه ک بگرین                   بچین بوسه یری کویستان

         له ناوران هاته وه یاری نازدارم                 به له نجه ولاره وه  یاری غه م خوارم

        مانگی تابان شه وی په ژاره که م              ته نیا هه وای دله ی هه ژاره که م

          به خوداجوان وشیرینه                           رووبه خال ولیو  نه خشینه

28/2/1388

اصل 15

اصل پانزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

زبان وخطّ رسمی ومشترک مردم ایران فارسی است.اسنادومکاتبات ومتون رسمی وکتب درسی بایدبااین زبان وخطّ باشد،ولی استفاده اززبان های محلّی وقومی درمطبوعات ورسانه های گروهی وتدریس ادبیّات آنهادرمدارس،درکنارزبان فارسی آزاداست.