هاره
هاره سه خته نی
هاره سه خته نی،هاره ســــه خته نی توخوکه م قيمه ت سه نگی ســه خته نی
چی بولندئيقبال ،ســـاحيب به خته نی یارئامان وه لات،جه هد وجه ختـــــه نی
تراشیده ی ده س سـه رئوستادی باش جه سته ت پرزه خم،قولنگه ی سه نگ تاش
یادگارئوســــــــای،قه دیم زه مانان ده س ئاسی ده س کیش خیــــاته ی خانان
چمان تاشیای تیشـــــه ی فه رهادبی ده ستت جه نــــــــه مام داری شمشادبی
ئارو قیبله ومن به لــــــه نجه ولاره ته شریفـــــــــــش وه لای نوئامان هاره
شیرینه ن نیشته ن دانـــه مه دوپیش هاره ش هارکـــه رده ن ده ور مدونه ویش
مه گیلوبه ده وچون چه رخی چه پ گه رد هه یاهووش گه رمـــه ن مه نالوجه ده رد
دوولیموی وه ش بوش ته رحی شه مامه جمه جمشانـــــــــه ن نه یه خه ی جامه
که س چون توئازیز جــه لای یارنه بی هاره چی وه شـــــــــی،ساچی هارمه بی
تای تورره ی زولفان سیای عه نبه ربو سه رئاویـــز که رده ن تــاوه بــــانی تو
ده خیله ن ده ستت به ده ســتی یاره ن په نجه س ریش نــه بوهــــاره هاواره ن
شیرین به سه دنـــاز مه کیشوده سته دانه مه دوپیـــت چـــون ئــاوات وه سته
دانه ش مه سانــــی چون سته مکاران مه که ریش وه گــــه رد توتیای شاران
تاقه ت شی جــه لام واتم ئه ی هاره به مه ودای ئــه لمــاس پــاره بــای پـاره
توده ستی شیــــرین ده سته کیشته ن ئاواتت بـــریان ناله ی چیشــــــــــته ن
توپه نجه ی شیرین که فته نت وه سه ر چی ساریش نـــه بـــی زامـــانی خه ته ر
بامن بنالــــــــــوو روان تا شه وان زه ده ی هیجـــــــرانم ده ردم بی ده وان
هاره ی هه راسان هه رده ی هه رده گیل که م ده ورده نــه ویت چون دیوانه ی ویل
ئانه شیـــــــــرینه ن دلبه ر،دل ستان دل چیت مه سانــــــو به مه کروداستان
به به ینووبه قاش هیــچ مه به خه رره جه فاش سه د باره ن وه فاش یه ک زه رره
چه نی که س تاسـه رهه رگیزیارنیه ن یاری ساحیب شــــــه رت وه فادارنیه ن
کاتی مه زانـــــــی هورئیزابه قه س چون بی به ینه تان جــه توش کیشاده س
شی به ماوای ویش ته شریف به رده وه توش ئاستــــــی وه لای داخووده رده وه
کوتابی سه داونـــه عره ته وده نگت بی قیمه ت گنــای که ساس بی سه نگت
به دله ی پرسوز مـــه ینه ت باره وه پیچیـــــــای به ده رد دووری یار ه وه
ئه وسا چه نی زام بــی ده وای خه ته ر مات مه بی بی ده نگ جه صه یدی به ته ر
2 صه یدی هه ورامی
تفین
روستای تفين
روستای تفين دراستان کردستان،شهرستان مريوان،بخش سروآباد،محورژريژه ودهستان ژاوه رود هورامان واقع شده است.اين روستاازجنوب به روستای تاريخی پالنگان،ازشمال به روستاهای پايگلان وژنين که هردوازروستاهای بزرگ هورامانات می باشندوازشرق به روستاهای سرريزوگوازوازغرب به روستای قديمی دهکانان محدودشده است.
درجنوب اين روستا رودخانه سيروان که حدفاصل روستای مذکوروروستای پالنگان می باشد باشکوهی هرچه فراوان وغيرقابل وصف که شاهدناملايمات ،سختی ها،نگرانی ها،بی عدالتی ها،وهمچنين شاهد شادی نونهالان وجوانان غيور ملت کٌرد،شاهدبازی دخترکان سيمين تن،سياه چشم،کمان ابرو ،سيه زلف و...بوده که درطول تاريخ سراسررنج ومحنت کًردان بوده است درجريان می باشد.
گوش سپردن به جريان آب سيروان وموج های آن زمزمه ی سياچمانه عثمان هورامی راتداعی می کندکه بادلی غمگين برای مردم حلبچه ی شهيد آواز(دله گيان )رامی خواند.وقطرات روشن آب آن يادآوراشک مادران دلسوخته حلبچه ای است که سرود( روله رو) رابرای کودکان وجوانان سوخته شده درگازهای شيميايي راسرمی دهند.
انسان ازدیگاه جامعه شناسان
دراین جابه اختصارهریک ازاین مفاهیم راتوضیح می دهیم.
الف:انسان:گرچه موضوع بحث ماجامعه است ولی این افرادهستندکه جامعه رامی سازند وهرچندهریک ازافرادجامعه خوی وخصلت مخصوص به خودداردولی تمام آنهابه حکم انسان بودنشان دارای خصائصی کلی ومشترک می باشندکه به طبیعت انسانی معروف است.
پس لازم است بدانیم مکتبی که راهنمای جامعه شناسی است انسان راچگونه تعریف می کند وبرای اوچه سرنوشت وطبیعتی قایل است؟
مطالعه تاریخ جامعه شناسی مارابه چهاردیدگاه متفاوت درباره انسان رهنمون می سازد.
1-دیدگاه روسویی:
که طبیعت انسان راپاک وبی آلایش می داندومعتقداست که بروزهرگونه فعل ناشایست در انسان ناشی ازآلودگی وفسادجامعه ومحیط است.
2-دیدگاه هابسی:
که انسان راذاتا موجودی شروروتبهکاردانسته وکنترل ومهارآن راوظیفه جامعه می داند.
3-دیدگاه لاکی:
که برای انسان طبیعتی قائل نیست وافعال اوراناشی ازمتاثرشدن وی ازمحیط وجامعه می داند.اومی گویدذهن انسان چون کاغذسفیدی است که فرهنگ وجامعه هرچه بخواهند برروی آن می نویسند.
4-دیدگاه اسپینوزایی:
که برای انسان طبیعتی خاص قائل است که وجه تمایزاوازسایرموجودات می باشد.وی انسان رادارای نیرویی بالقوه می داندکه اورابه سوی خوبی یابدی متمایل می سازد. 4
مقدمه
مقدمه:
از مسائل مهمي که کمتر به آن توجه شده است مبحث فرهنگ سازي براي خدمت گزاري يا انجام کار براي مردم است ، خدمت کردن به مردم در دين مبين اسلام و همه اديان الهي مورد تأکيد است و ازجمله با ارزش ترين کارها در اسلام خدمت کردن به مردم است که متأسفانه سيستم اداري ما در بعد فرهنگ سازي براي خدمت گزاري خوب عمل نکرده و همين امر باعث گرديده دستگاه اداري ما در موضوع خدمت گزاري نتواند آن طور که شايسته مردم است وظائفش را انجام دهد و رضايت مردم را جلب نمايد ضمن اينکه ما بهترين و شريفترين قشر جامعه را در دستگاههاي اداري داريم ، بنابراين لازم است قبل از ورود کارمند به عرصه خدمت رساني آموزش هاي مورد نياز در رابطه با خدمت رساني به آن ارائه داد ، ما به سمتي پيش رفته ايم که جايگاه ارباب رجوع با مستخدم عوض شده ارباب رجوع جايگاه بسيار والايي دارد و در دستگاه اداري بايد مورد تکريم قرار گيرد و مستخدم هميشه بايد خودش را خادم ارباب رجوع بداند و جايگاه کارمند از عنوان مستخدم بودن آن مشخص است ولي قضيه برعکس شده مستخدم احساس مي کند که بر مردم ارجحيت دارد و جايگاهش بالاتر از مردم است ما بايد براي فرهنگ سازي کار و تلاش و خدمت گزاري به مردم راهکارهاي عملي انجام دهيم و خدمت گزاري به مردم را تقويت نمائيم.
ارزشیابی
ارزشيابي كيفي – توصيفي
الگويي نوين در ارزشيابي تحصيلي
ارزشيابي تحصيلي فعاليتي است كه معلم ، در جريان تدريس خود انجام مي دهد. اين فعاليت شامل جمع آوري اطلاعات و داوري درباره ي وضعيت يادگيري و پيشرفت دانش آموز است. معلّم بايد با استفاده از نتايج حاصل از سنجش و ملاحظه ي اهداف و انتظارات آموزشي درباره ي وضعيت فرد داوري كرده، ضعف ها و قوت هاي دانش آموز را مشخص كند و براي بهبود فعاليت هاي يادگيري به او توصيه هايي را ارائه دهد.
ارزشيابي توصيفي الگوئي كيفي است كه تلاش مي كند بر خلاف الگوهاي رايج ارزشيابي ، به جاي كمي ، از طريق توجه به معيارهاي برنامه ي درسي و آموزشي به عمق و كيفيت يادگيري دانش آموزان توجه كند و توصيفي از وضعيت آن ها ارائه دهد و ارزشيابي را در خدمت يادگيري و آموزش قرار دهد.
مهم ترين ويژگي هاي الگوي ارزشيابي توصيفي عبارت است از:
1- توجه به يادگيري دانش آموز
2- توجه به تنوع و تغيير ابزارهاي ارزشيابي
3- توجه به اهميت سازگاري اجتماعي دركنار پيشرفت تحصيلي
4- توجه به تنوع و تغيير مقياس سنجش
5- توجه به اهميت بهداشت رواني در فرآيند ياددهي – يادگيري
تغييرات بنيادي در نظام ارزشيابي تحصيلي:
1- تغيير مقياس فاصله اي صفر تا بيست به مقياس ترتيبي ( در حد انتظار – نزديك به انتظار – نيازمند تلاش بيشتر)
2- تغيير تأكيد از ارزشيابي پاياني به ارزشيابي تكويني
3- تنوع بخشي به ابزارهاي جمع آوري اطلاعات شامل آزمون هاي مداد- كاغذي ، آزمون هاي عملكردي ، پوشه ي كار، روش هاي ثبت مشاهده و چك ليست ، تكاليف درسي ، بازخورد گزارش پيشرفت ( كارنامه)
4- تغيير در ساختار كارنامه
5- تغيير در مرجع تصميم گيرنده- ارتقاء دانش آموزان ، كه به عهده ي معلم و شوراي مدرسه است.
6- توجه همه جانبه به تمامي جنبه هاي رشد(احمدی 1384).
انتظارات در زمينه ي توجه به حيطه هاي گوناگون رشد شخصيتي دانش آموز در ارزشيابي توصيفي:
1- دقت در رعايت نكات بهداشتي
2- كسب عادت هاي مطلوب جسماني
3- همكاري با ديگران
4- عمل به قوانين مدرسه
5- احترام گذاشتن به ديگران
6- شركت در مباحث و گفتگو ها
در مجموع گزارش ناظرين طرح و نظريات معلمان ، مديران ، والدين و كليه ي دست اندر كاران نشان
مي دهد كه : ارزشيابي كيفي- توصيفي با توجه به ويژگي هاي آن از جمله : توجه به ويژگيهاي اجتماعي ، عاطفي ، توجه به عملكرد واقعي دانش آموز ، افزايش علاقه به يادگيري ، توجه به ارزشيابي مستمر و فرآيندي تعامل بيشتر اوليا با مدارس در زمينه ي امور تحصيلي دانش آموز، ارائه بازخورد هاي پيوسته به دانش آموز و اوليا براي بهبود عملكرد دانش آموز ، تقويت ارتباط عاطفي بين معلم و شاگرد ، از بين رفتن حس حسادت و رقابت كاذب ، افزايش استقلال دانش آموز، خلاقيت و تفكر خلاق و ... با استقبال و توجه روبه رو شده و به عنوان يك طرح ضروري و مهم تلقي مي شود. مواردي نيز به عنوان نقاط ضعف مطرح شده است از جمله : وقت گيري و افزايش حجم كاري معلمان در مدرسه و خانه ، بالا بودن تعداد دانش آموزان كلاس، كمبود امكانات و تجهيزات ، اظهار نظر هاي منفي و غير كارشناسانه از سوي برخي از معلمان(حصاربانی 1384).
در عين حال مشاهدات و نظريات نشان مي دهد كه اجراي آزمايشي طرح در صورت توجه به ابعادي چون : اطلاع رساني و ترويج آموزش هاي مستمر و تهيه كتابچه ها و راهنماهاي آموزشي، تأمين اعتبار و پشتيباني مناسب مالي و اجراي طرح و توجه به انگيزه هاي مالي معلمان و دست اندركاران ، بهبود و ابزارها و آسان سازي و تكميل گزارش پيشرفت تحصيلي و ... مي تواند در سال هاي آينده و در كلاس هاي بالاتر به تدريج به يك الگوي جايگزين تبديل شود(همشهری 1384).
منابع:
1- حسني ، محمد ، احمدي حسين ارزشيابي توصيفي الگويي نوين در ارزشيابي تحصيلي انتشارات مدرسه 1384
2- مجله ي رشد ابتدايي. دي ماه 1384 . حصارباني زهرا – گام هاي آغازين ( گزارش )
3- روزنامه همشهري، فرهنگ و آموزش 27 دي ماه 84
جستارهای بنیادی
جستارهای بنیادی درمکاتب
درمطالعه ی هرمکتبی توجه به چهارجستاروکنکاش پیرامون آن لازم وضروری است وغفلت ازآن مانع ایجادتصویرتمام وکاملی ازمکتب موردنظر می گردد.حتی جنانچه نظریه پردازخودتصویرروشن وواضحی ازچهارجستارموردنظربه دست ندهداین وظیفه شارح مکاتب است که قالبهای اندیشه پردازان رابایافتن نقطه نظرات ایشان وتفهیم آنان به طالبین، این نقیصه راجبران کند.
1-جستارهستی شناسی
دراین جستاربایستی دیدگاه نظریه پردازان وصاحب اندیشه جامعه شناسی رادرباره جهان ،خدا طبیعت وقوانین جاری درطبیعت جستجونمود.سپس مصادیق قوانین هستی شناسی کلی را در جهان اجتماعی یافته وانعکاس قوانین طبیعی ویافوق طبیعی رادرسنن اجتماعی پیداکرد.
مثلادیدگاه اندام واره گرایی اسپنسریادورکیم درباره جامعه ناشی ازرسوخ قوانین زیست شناسی وفیزیک درافکارآنان می باشد.ازاین روست که آنان جامعه راموجودی زنده می دانند که علاوه برداشتن نظم وهماهنگی ارگانیک ازاجزایی تشکیل شده که همگی درجهت تکامل نظام ،هرلحظه به تفکیک ساختی وکارکردی پیچیده تری می رسند.این دیدگاه متاثرازهستی شناسی علوم طبیعی درآن دوران است.
بی توجهی به هریک ازمبادی هستی شناختی مارادرفهم وشرح پیچ وخمهای گاه مبهم نظریه هادرمانده می سازد.شناخت همین مبادی است که مارابانصویر نظریه پردازدرباره انسان وجامعه ،طبیعت وروابط متقابل آنها آشنا می سازد.
1
2-جستار روش شناسی
دومین جستاری که بایددرشناخت اندیشه نظریه پردازان هرمکتب موردتوجه وبررسی قرار گیردنوع نگرش آنان به مسایل خاص شناخت شناسی است.بامطالعه هستی شناسی درخواهیم یافت که نگرش هرمکتبی نسبت به شناخت موضوعات هرعلم بنابرنهادهای هستی شناسی متفاوت خواهد بود.
اعتقاداثبات گرایان به یکسانی تمام علوم ودرمقابل آن عقیده پدیدارگرایان به جدایی علوم وتقسیم آنهابه دو دسته علوم طبیعی وعلوم فرهنگی ازاختلاف میان اصول موضوعه ومفروضات مسلم درهستی شناسی هریک ازآنان حکایت دارد.
بنابراین، باورهای هستی شناسی است که پایگاه ونگرشهای اصلی روش شناسی رامعین
می کند.
البته موضوع روش شناسی ازموضوع روشهای تحقیق جداست.روش تحقیق سازوکار به انجام رساندن یک فرایندتحقیق رامعین می کندکه شامل مراحلی چون انتخاب مسئله ،یافتن رسش پژوهش،طرح تحقیق،و....می باشدولی پیش ازاینهابایدموضوع دقیق روش شناسی نظریه پرداز جستجوشود.
روش شناسی برپایه باورهای هستی شناسی درباره شناخت وتحقیق، چند سوال اساسی رامطرح می نماید:
الف:آیاجهان اجتماعی به عنوان پدیده ای خارجی وعینی قابل شناخت است؟
ب:آیاجهان اجتماعی به تمامی وکاملا قابل شناخت است ویابرخی ازلایه های آن غیرقابل شناخت ودست نیافتنی است؟
2
ج:علل شناخته نشدن جهان اجتماعی یادیرشناسی آن چیست؟
-آیاذهن انسان ازشناخت آن ناتوان است؟
-آیاواقعیت دست نیافتنی ونشناختنی است؟
-آیاابزارشناخت ماناقص است؟
هریک ازمکاتب جامعه شناسی به سوالات فوق پاسخهای خاصی می دهندکه ندانستن آن مارا درفهم درست مکاتب دچارمشکل می سازد.
3-جستارايستايي شناسی
ایستایی شناسی که مترادف باتحلیل سیستمی نیز به کاررفته است،به معنای مطالعه جامعه واجزاءوعناصرآن درمقطع خاصی اززمان می باشد.دراین نوع مطالعه موضوع موردنظر بدون توجه به پیشینه تاریخی یاتغییروتحولاتی که درآینده ممکن است پیداکندموردبررسی قرار
می گیرد.
پس ایستایی شناسی :یعنی مطالعه جامعه ازدیدگاه سیستمی ودرحال سکون.
بایدتوجه داشت که این گونه مطالعه به معنای نفی وجودحرکت وتغییردرجامعه نمی باشد.
بلکه به دلیل موضوع موردتحقیق محقق ناگزیراست موضوع رابه شکل سنخ ایده آل درسکون وثبات مطالعه نماید.وعامل زمان وتغییردرطول زمان راازموضوع خودجدا می سازد.
درمطالعه ایستایی شناسی سه مفهوم کلیدی (انسان ،جامعه وروابط متقابل) آنهاموردبررسی قرارمی گیرد.
هرنظریه پردازاجتماعی قبل ازپرداختن به جامعه ناگزیربایدتعریفی روشن ازسه مفهوم فوق درذهن داشته باشد. 3
دراین جابه اختصارهریک ازاین مفاهیم راتوضیح می دهیم.
الف:انسان:گرچه موضوع بحث ماجامعه است ولی این افرادهستندکه جامعه رامی سازند وهرچندهریک ازافرادجامعه خوی وخصلت مخصوص به خودداردولی تمام آنهابه حکم انسان بودنشان دارای خصائصی کلی ومشترک می باشندکه به طبیعت انسانی معروف است.
پس لازم است بدانیم مکتبی که راهنمای جامعه شناسی است انسان راچگونه تعریف می کند وبرای اوچه سرنوشت وطبیعتی قایل است؟
مطالعه تاریخ جامعه شناسی مارابه چهاردیدگاه متفاوت درباره انسان رهنمون می سازد.
1-دیدگاه روسویی:
که طبیعت انسان راپاک وبی آلایش می داندومعتقداست که بروزهرگونه فعل ناشایست در انسان ناشی ازآلودگی وفسادجامعه ومحیط است.
2-دیدگاه هابسی:
که انسان راذاتا موجودی شروروتبهکاردانسته وکنترل ومهارآن راوظیفه جامعه می داند.
3-دیدگاه لاکی:
که برای انسان طبیعتی قائل نیست وافعال اوراناشی ازمتاثرشدن وی ازمحیط وجامعه می داند.اومی گویدذهن انسان چون کاغذسفیدی است که فرهنگ وجامعه هرچه بخواهند برروی آن می نویسند.
4-دیدگاه اسپینوزایی:
که برای انسان طبیعتی خاص قائل است که وجه تمایزاوازسایرموجودات می باشد.وی انسان رادارای نیرویی بالقوه می داندکه اورابه سوی خوبی یابدی متمایل می سازد. 4
این که انسان کدام سورابرگزیندبه قدرت تشخیص واراده اوبستگی دارد.نظراخیربه نظراسلام نیزبسیارنزدیک است زیرادرقرآن می خوانیم (فالهمهافجورهاوتقویها)شمس8.یعنی انسان هم می تواند فاجرباشدوهم متقی.
اودرانتخاب هریک ازاین دوراه مختاراست (انا هدیناه السبیل اماشاکراواما کفورا ).
ب :جامعه وجهان خارج:مفهوم جامعه گرچه به نظربسیارروشن می آیدولی هریک از جامعه شناسان مفهوم خاصی رادرتعریف آن به کاربسته اند.برخی جامعه راساختی متبلور،ثابت ومحیط برافراد می دانند وبه بیان بهتربه اصالت جامعه باوردارندوگروهی دیگرآن راساختی فرایندی تلقی کرده واحاطه کامل آن برانسان راموردتردیدقرار داده اندوبالاخره دسته ای دیگر به اصالت شخصیت هاباورداشته وجامعه راعبارت ازنمایش فعالیت های ارادی بشر دانسته اند.
بعضی واژه نظام اجتماعی رابه جای جامعه به کاربرده اندوعده ای آن راگروههای اجتماعی ودسته ای نیزروابط متقابل اجتماعی نام می نهند.روشن است که تمام این تفاوتها ناشی از اختلاف آنان درهستی شناسی بوده وبه تفاوت نظریه پردازان درقبول اصول موضوعه ومفروضات مسلم هرمکتب اشاره دارد.
ج:رابطه متقابل انسان وجامعه:مااین رابطه رادربحث جامعه شناسی شناخت ازسه دیدگاه عین گرایانه،ذهن گرایانه وتاثیرمتقابل عین وذهن برهم یاجدل شناسی،بررسی نمودیم.تنهابه این نکته بسنده می کنیم که بایستی موضوع جامعه شناس درباره این مفاهیم کلیدی کاملا مشخص شود.
5
4-جستارپويايي شناسی
مطالعه موضوعات ازحیث پدیدارشدن،متحول شدن وبه نیستی گراییدن ازجمله مباحث مهم و اجتناب ناپذیرجامعه شناسی است که به نوبه خودبه مواضع قبلی نظریه پردازدرهستی شناسی مربوط می گردد.موضوع اصلی درجستارپویایی شناسی اجتماعی ضمن قبول برخورداری وقایع وپدیده های اجتماعی ازسکون وثبات نسبی،عبارت ازوارسی وجستجوپیرامون حرکات اجتماعی است.معمولادرمطالعه پویایی شناسی،هرمکتبی ناگزیربه پاسخگویی به شش پرسش اساسی است.
1-چرایی پویایی:دراین جستجو،محقق درپی شناخت علل موجده تغییر،تحول وحرکت اجتماعی است.مثلاکنت چرایی یاعلل پویایی وتحول اجتماعات رارشدذهن انسان می داند.
2-فرجام پویایی:یعنی شناخت سوگیری آتی تاریخی تغییروتحولات.درموردکنت می توان فرجام نهایی جامعه رارسیدن به اثبات گرایی دانست.ودرموردمارکس رسیدن به جامعه سوسیالیستی.
3-فرآیندپویایی:دراینجاجامعه شناس سعی درترسیم مسیروراه رشدوتغییرجامعه راداردوبه این قبیل ازسوالات که آیامسیرجامعه پیش رونده است یاپس رونده؟پاسخ می گوید.
4-موانع پویایی:دراینجاموانع وسدهای بازدارنده تکامل موردبررسی قرارمی گیرد.
5-تشدیدپویایی:به بررسی انگیزه های سبقت وعناصرتحریک کننده وسرعت دهنده تکامل پرداخته می شود.
6-سازوکارپویایی:دراین جستجو،اسباب وابزارانجام پویایی درسیمایی فرآیندی مورد بررسی قرارمی گیرد. 6
نمایه انواع فرآیندپویایی شناسی.
1- راست گونه:بدون کجروی ،نوسان،توقف یابرگشت.
الف:خطی 2- تک خطی:همراه بانوسان،توقف یابرگشت.ولی درنهایت پیشرونده ی زیگزاگی.
1- پیش رونده 3-چندخطی:چندین خط پیشرونده باویژگیهای تکامل تک خطی.
(گسترش یابنده) 1- دوری ناب:طلوع،رشدوسپس غروب وفنای تمدن.
ب: دوری 1-باورهای غیردینی
فرآیندپویایی 2-دوری درخطی:طلوع،رشدسپس غروب 2-باوربه ادیان بزرگ
ولی قابل رشدبه شکلی دیگر
الف مادی:مثل تکامل پسرونده یاواگشتی(کاهشی)هزیودی
2- پس رونده
ب: اخلاقی:مثل تکامل کاهشی یاپسرونده دوران طلایی چین یاعصرسولون
منابع:
1-نظریه های جامعه شناسی:دکترحسین ابوالحسن تنهایی
2-نظریه های کلاسیک جامعه شناسی:تیم دیلینی.
3-قزآن مجید
7
معلم
معلم
نیروی انسانی آموزش وپرورش
1
سلام برانسانهای انسان ساز سلام برعاشقان دانا ساز
سلام براسوه های ایمان سلام برآینده سازان ایران
سلام برمعلمان ومربیان
درنظام های آموزشی دنياشيوه های تدريس وطرح درس حرف اول را می زند
ومحوراساسی وکليــــدی اين شيوه ها ( معـــلم ) است.
ودرواقع معلم محوری ترين عنصر درتکنولوژی آموزشی است.
پس صدسال ازمعلم تعريف کردن به اندازه يک ساعت معــلم بودن نمی تواند مفاهيم رابه ديگران منتقل کند.
درواقع معلمی و مسئوليت درآموزش وپرورش يک توفيق الهی است. توفيقی که برای هرکسی به وجودنمی آيد.
وگمشده ی معلم فقط پــــول نيست اگرچه آن نيزهم هست.
گمشده ی معـــلم رايک شخصيت اجتماعی قابل احترام بايد توصيف کرد.که بايد به هروسيله ی ممـــکن برای نيل به آن جايگاه رفيع اقدام کرد.
2
ای خدای بزرگ به من کمک کن تا وقتی می خواهم درباره راه رفتن کسی قضاوت کنم
کمی با کفش های او راه بروم.
( دکترشريعتی)
آموخته ام که....
آموخته ام بيش ازآنکه مرابفهمندديگران رادرک کنم.
آموخته ام:که مردبزرگ به خودسخت می گيردومردکوچک به ديگران.
آموخته ام:که دانش خودرابه ديگران بياموزم،بنابراين علم خودراانفاق کرده ام وآنچه رانمی دانم آموخته ام.
آموخته ام :بيش ازآن که دوستم بدارند دوست بدارم.
آموخته ام هميشه فردی خوش بين باقی بمانم چراکه زندگی وموهبت های آن رادوست دارم.
آموخته ام اگرچه ازهرچيزی بهترينش راندارم،ولی ازهرچيزبهترين استفاده راکنم.
آموخته ام:لبخند ارزانترين راهی است که می توان باآن نگاه را وسعت بخشيد.
آموخته ام: زندگی مثل يک نقاشی است،بااين تفاوت که درآن ازپاک کردن خبری نيست.
آموخته ام:آنچه امروزدردست دارم،ممکن است آرزوی فرداهايم باشد.
آموخته ام: که هيچ روزی ا زامروز با ارزش ترنيست.
3
نيروی انسانی آموزش وپرورش
1-معلم:يکی ازعناصرعمده ای که تشکيل سازمانها بدون آن امکان پذيرنيست نيروی انسانی آموزشی آن سازمانهايعنی ( معلم ) است.هرچندامرتدريس درزمره حرفه هاقلمدادشده است ولی باتوجه به عملکرد معلم به دورازانتقال دانستنيهای صرف می توان امرتدريس رايک هنرتلقی نمود.
برخورداربودن ازدانش وسيع ومعلومات عميق نمی تواندملاک اصلی برای اشتغال پايگاه اجتماعی ومقام معنوی معلم باشد.
لذاشرط عمده احرازمقام معلمی علاوه برمستعدبودن فردبرای پذيرش دانستنيهای لازم ودررابطه با شغل آموزگاری اين است که داوطلب اين شغل ازشرايط خاص ديگری نيز برخوردار باشد.برخورداری معلم ازشرايط خاص به منظورايجاددگرگونيهای لازم دررفتاردانش آموزان وتکميل استنتاجات اوازمفاهيم است.پس برآورد اين هدف باآمادگی های لازم معلم قبل ازپرداختن به انجام اين وظيفه خطيررابطه مستحکم وغيرقابل انکاری پيدا
می کند.
محتوای برنامه های تربيت معلم ودانشگاه هاوتربيت مربی آموزشی بابرخورداری ازکيفيتی خاص می تواند معلم رادررسالتش ياری دهد.
چنين برنامه ای لازم است ازهدفهايي به شرحی که مذکور می افتدبرخوردارباشد:
-معلم رابه تشريح وتفهيم مسايل مختلف قادرسازد.
-حس اِيجادرابطه وگفت وشنودرادراوتقويت کند.
-نحوه گوش دادن به دانش آموزان وحس دفاع ازحقايق راباشناخت مسايل اجتماعی دراوبيدار سازد.
-در آموزش ايجاديادگيری وشناختهای لازم به اومهارت بخشيده واوراباروشهای مختلف تدريس آشنا سازد.
-درايجاداحساس مسئوليت به اوکمک نموده واورادرمقابل دانش آموزان مسئول سازد.
-جهت شناخت قانون زندگی جمعی به اوکمک کند ودرتبديل محيط کلاس درس به جامعه کوچک اورا آماده سازد
.ازاطلاعات لازم وکافی درمواردی که مسئوليت تدريس آن رابه عهده خواهد گرفت اورا بهره ورسازد.
اگربرتربيت نيروی انسانی آموزشی آموزش وپرورش تاکيد می کنيم وبرآن برنامه های باکيفيت رالازم می شماريم
مربيان اين مراکزيادآوری شده رافراموش نمی کنيم.
پس معلمان . (آينده ) رابه دست کدام مربی بايدبسپاريم؟
2-نگهداری معلم
کيفيت وکميت عملکردسازمانهابه ويژه موسسات آموزشی به تک تک افرادسازمانی بستگی دارد که درمجموع گروه شاغل درسازمان راتشکيل می دهند.امورآموزشی دردستگاههای تربيتی وآموزشی که مستقيما درراه برآورد هدف 4
کوشش می کنند ازمعلمان تشکيل می شود.معلمانی که هماهنگ کننده ارتباطات درميان دانش آموزان می باشند .تابدين وسيله جهت تحقق تربيت زمينه مساعدی فراهم سازند.تربيتی که راه ارتباط باديگران رابيازمايد.
پاره ای ازشرايط راکه می تواننددرنگهداری معلم درسازمانهای آموزشی موثرباشندبه شرح ذيل ذکر می کنيم:
الف:ايجادشرايط لازم درمحيط کارجهت تحکيم امنيت شغلی.بدين طريق معلم بااطمينان ودوری ازنگرانی وهراس به کارخود می پردازد.
ب:ايجادشرايط مساعد درمحيط کارجهت تحکيم روابط بين معلمان.به طوری که آنهابتوانندبه معنی ومفهوم واقعی گروه درسازمانهای آموزشی درقالب يک سيستم فعاليت کنند.
ج:ايجادفرصتهای مناسب جهت به ثمررسانيدن استعدادها وتوان نهفته معلمان.
د:پرداخت حقوق مناسب بازندگی .
ه:ايجادشرايط تشخيص وسنجش ميزان شايستگی واعطای امتيازات درخوراستحقاق.تابدِين وسيله برحدت
علاقه مندان افزوده شده واعمال نيک وبددررابطه بادريافت پاداشهاتميزداده شوند.
و:ايجادفرصتهای بازآموزی معلمان.به صرف اين که دوره های لازم راجهت تدريس طی نموده اندنبايددربوته ی فراموشی باقی بماند وتاپايان خدمت بااندوخته های قبل ازاشتغال انجام وظيفه کنند.
معلم وتدريس.
1-معلم وروزهای تدريس:
فرددرهرمرتبه ای ازمقام معلمی باشد آموزگار دبير ويااستاددانشگاه روزاول تدريس رابابی صبری آميخته به نگرانی انتظار می کشد.ازخودسوال می کندکه شغل خودراچگونه آغازکندتابتواندموفقيت رادراين امرخطير قرين خودسازد؟
معلمی که درگوشه ای دورافتاده وکوچک آغازبه کارمی کنديادبيری که درشهرستان ناآشناتدريس پيشه
می سازديااستادی که دردانشگاهی باموجی ازدانشجويان مختلف المحيط روبرو می شوددرروزاول تدريس مشوش است.
شناخت شغلی وآگاهی ازوظيفه معلم مبتدی راازدغدغه خاطربه دورمی سازد به طوری که آگاهی ازاهميت و بزرگی مقام معلم اوراازروزاول مستحکم واستواروارداين جرگه ساخته وتاآخرين روزهای خدمت سربلند وراضی نگه می دارد.هرچندشغل معلمی ازنظردرآمددرهررده ای که باشدبامشاغلی که درآمدزيادی دارندقابل قياس نيست ولی پايگاه اجتماعی آن ازاين که دانش آموزان راانسان ودانشجويان رامسوول اجتماعی تربيت
می کندازارج معنوی بس والايی برخورداراست.به آموزگارمغزهای روبه رشدکودکانی که چون آيينه ای شفاف وشکل پذيرندبااطمينان سپرده شده است تاآنهارا آگاه سازد.
دبيرصيقل بخش مغزهای آماده ی جلاپذيری وبه کارگيری استعدادهای نوشکوفان است.استاددانشگاه دانشجورابه وسيله خوداوراهبرپژوهش وخودسازی جهت تقبل مسووليتهای اجتماعی می کند.
پس حرفه معلمی درهررده ای صرفا يک پيشه نيست بلکه يک( خدمت معنوی) است که که بارشديک فرهنگ (انسانی)قرين گشته ودرمسيربيداری آگاهی انسانهاگام برمی دارد.
5
بدين طريق محيط کلاس ازديواری چندمتشکل نيست.بلکه ساحت مقدسی است که دروديوارش محدوده ای ازراهنماييهای روحانی اخلاقی واجتماعی است .خصوصيات کلاس قدرتی راساطع می کندکه نقش ووظيفه معلم دردرون آن نمی تواندناشناخته باشد.
معلم نمی تواندرفع تکليف کرده ودرکلاس کنج عزلت اختيارکند پس بروی لازم است قانون جمعی راشناخته وباتبديل محيط کلاس به جامعه کوچک ارتباط جمعی رابه وجودآورد.ازراه پذيرش شاگردان وگوش دادن به آنها نيازهای دانش آموزان رادرک کندتاضمن آموزش آنهاراپرورش نمايد.
فرهنگ فردی معلم
معلم نبايدفراموش کندکه اوکارگزاری است روحانی وملزم به زندگی بانقش خودعلاقه مند به تمام اشيای پيرامون خودکه الهام بخش وراهنماي او هستند .محيط وپيرامون معلم می تواندمکمل فرهنگ فردی اوباشند معلم آگاه که به تدريس خودفکرمی کندهميشه بايددرفکرباروری کلاس درس خودباشد.از اين راه است که اومی تواند موقعيت کاری خودرااستحکام بخشد.
تکميل معلومات معلم بستگی به مطالعه اوواستفاده اوازکتب ومنابع مختلف خواه درزمينه وخواه درحاشيه موادتدريس دارد.
معلم ضمن نقش آموزشی/ دارای راهنمايی وهدايت دانش آموزان نيزدرزمينه های مختلف است.لذاايجاب
می کندکه درفعاليتهای تحقيقی ورزشی وايام فراغت آنها شرکت نمايد.
محيط کاردرآموزشگاه داشتن رابطه حسنه باهمکاران رانيزبرای معلم فريضه می سازد.
ايجادارتباطات بخصوص روابط درخورتجارب آموزشی دررشته های مشابه مواددرسی درباروری تدريس معلم کمک می کند.
آمادگی معلم قبل ازرفتن به کلاس
برای آموزش يک مطلب تنهادانستن آن مطلب کافی نيست بلکه آموختن ياروشن ساختن راه انديشيدن درموردمطلب موادتدريس نيزبايددانسته شود.
مسلماروش بهترآموختن دراثرتجارب وبه مرورزمان درمعلم حاصل می شود .
معلم روش خودرادرکلاس الهام می گيردولی قبل ازآغازکلاس جهت اداره بهترآن معلم راوظيفه ای خارج ازمحيط کلاس است.
توجه به نکاتی چنددراين موردمعلم رادرکارتدريس موفق می سازد.
1.تعيين هدفهای مواددرسی 2-تنظيم برنامه وطرح درس 3-تهيه وسايل مورد استفاده درکلاس.
6
تنظيم برنامه وطرح درس
هرمدرسی کارآموزشی خودرا طبق برنامه ای که ازطرف موسسه تربيتی تعيين می شود انجام می دهد.
هدف ازتنظيم وتعيين برنامه برای يک معلم اين است که نحوه استفاده ازوقت جهت اجرای برنامه های آموزشی تعيين گردد.ولی چون معلم درعرصه کلاس مسئول تدريس يک ماده ازطريق دنبال کردن برنامه کلی است بنابراين لازم است خوددارای برنامه بخصوصی باشد تادرساعات مختلف تشکيل کلاس بداند چه قسمت وچه مقدار ازبرنامه يک واحددرسی رابايدتدريس کند.
برنامه معلم بايدبرای هرساعت .هرهفته.ماه و.....تنظيم شود وهدفهای درس برای هريک اززمانهای مذکور تعيين گردد.بدين طريق معلم باطرح درس مربوط به هرساعت سرکلاس درس حاضر می شود.
تعيين برنامه تدريس وطرح درس هرساعت موجب خواهدشد که معلم:
1-به راحتی ازبرنامه ای که درروزوساعت معين اجراخواهدنمودباخبرباشد.
2-درطراحی مطالب سهولت عمل داشته باشد.
3-بااطلاع دادن برنامه آينده برمتعلمان آنهارابه مطالعه وآمادگی قبلی درزمينه درس جديدوادارد.
4-برنامه درس خودراازنظرکمی نيزبه انجام برساند.
معلم درکلاس درس
1-تسلط برخود:
برای موفقيت درکلاس معلم نيازبرتسلط برخوددارد.بدين معنی که دائم ازعصبانيت دوری جسته وهميشه حالت رفتاری يکنواخت داشته باشد.
می توان گفت که بروزعصبانيت ناشی ازضعف فرددراجرای اموراست .به علاوه عصبانيت معلم درکلاس موجب
می گرددتابرحدت شک دانش آموزودانشجودرامرقضاوت معلم افزوده شود.دانش آموزدرهردوره ای که باشد
معلم واستادخودرابالاترين مرجع درکلاس درس تصورمی کند.مرجعی که ازهرنظردارای قدرت است.بيشتر
می داند.بهتر عمل می کندوقضاوت وارائه طريق می نمايد.
خروج معلم ازحالت طبيعی براين تصورمتعلم لطمه زده وبی ارزش شدن محيط تربيتی راموجب می شود حاکميت معلم درکلاس درس ازشخصيت اوناشی می شود.اوست که براذهان متعلمان حاکميت دارد حاکميتی که دراثرآرامش بهترحاصل می شود.
مسلمامواردی ناشی ازتربيتهای مختلف خانوادگی وقومی متعلمان ممکن است آسايش کلاس ودرعين حال آسايش معلم رابرهم زند.ولی بايدهميشه مدنظرمعلم باشدکه ( امرتدريس يک صبرطولانی است ).
پس يکی ازشرايط معلم خوب بودن تسلط داشتن برخوداست.که متضمن کنترل اعصاب خودمعلم است.
2-آگاهيهای شغلی :آگاه بودن بروظيفه وتسلط برمطالب درسی موفقيت معلم راحتمی می سازد.روی اين نظرمعلم بايد بااحاطه کامل برمواددرسی درسرکلاس حاضر شود.آگاهی شغلی فقط دردانستن ماده تدريس خلاصه
نمی شودبلکه لازم است جهت اداره کلاس به نکات ديگری نيزتوجه شود.
7
3-رعايت انضباط . يعنی اجراکردن مقررات تحصيلی که جهت بارورساختن هزينه های آموزشی وضع
شده اندازوظايف معلم است.پس بهتر است قبل از شروع درس به حضوروغياب دانش آموزان رسيد.رسيدگی به علت غيبت متعلمان به ويژه دردبستان حتی ازطريق والدين وسرپرستان به وظيفه شناسی متعلم کمک موثری می کند.
زمان کلاس بهتراستبه مواردی چون رسيدگی انضباطی.رفع اشکال درس قبلی .عرضه درس جديد.سوال درمورد درس جديدو.....تقسيم شودتاضمن استفاده بهتراززمان روح انضباطی نيزدرکلاس حاکم شود.
سوال شاگردی رادرمورداشکالی می توان ازکلاس خواست .درصورت تکميل نبودن جواب بهتراست خودمعلم پاسخ درست راارائه دهد.
داده های معلم به دانش آموزان ودريافتهای آموزشی آنها بايدموردارزشيابی قرارگيرند.
ارزشيابيی که چون ارائه مستمرمواددرسی بايدمستمرباشد.
درامرارزشيابی هرچندزمانی ازطرف مسئولان آموزشگاه برای سنجش کليات درنظر گرفته می شود ولی سنجش همه جوانب چون فعاليت درون وبرون کلاس مستلزم سنجش مداوم است.
منابع:
1-کتاب سازمان ومديريت آموزش وپرورش.
نوشته ی :دکترمصطفی عسکريان
2-مجلات پيوند
3-اينترنت
8